|
چهار شنبه 26 تير 1392برچسب:, :: 18:32 :: نويسنده : h@mid @gha
برایت مینویسم تا بی نهایت
تا نگاهی گم شود در چشمهایت
* برایت مینویسم با طعم رسیدن
با هوایی که در آن شوق پریدن
* برایت مینویسم با زلال اشکهایم
شاید آن وقت بدانی قدر نوشته هایم
* برایت مینویسم بهترینم
مینویسم تا بدانی عاشق ترینم ![]()
سه شنبه 25 تير 1392برچسب:, :: 17:0 :: نويسنده : h@mid @gha
ما به هم نمیرسیم مثل خورشیدیم و ماه تن تو خاک بهشت تن من پر از گناه تویی یک روز بهار یار تو خورشید گرم من شبی بی همدمم یک شب سرد وسیاه من به دنبال تو با پای برهنه تو جوون و تازه ای من پیر و کهنه تویی یک مرغ سفید عاشق چشمه و رود من گل الوده و تلخ قطره آبی ته چاه تویی در راه سفر سفری دور و دراز تن بی قدرت من عاجز از این همه را ![]()
پنج شنبه 13 تير 1392برچسب:, :: 22:56 :: نويسنده : h@mid @gha
کاشکی گاهی وقتا خدا از پشت اون ابرها میومد بیرون و گوشم رو محکم میگرفت و داد میزد که آهای بگیـــــــــــــــــــــــــــــــــر بشیـــــــــــــــــــن سر جات اینقدر غر نزن همینی که هست!بعد یه چشمک میزدو آروم تویه گوشت میگفت غصه نخور همه چی درست میشه ![]()
پنج شنبه 13 تير 1392برچسب:, :: 22:45 :: نويسنده : h@mid @gha
پسری دختر زیبا دید وشیفته اش شد چند ساعتی با هم در خیابان قدم زدند یه دفعه یک بنز گران قیمت جلو پایشان ترمز زد دختر به پسر گفت :خوش گذشت اما نمیتوانم به پیاده روی ادامه دهم ..... سپس داخل ماشین نشست راننده به او گفت ببخشید من راننده آقا هستم لطفا پیاده شوید
![]()
پنج شنبه 6 تير 1392برچسب:, :: 21:35 :: نويسنده : h@mid @gha
تو این دنیا تو این عالم
میون این همه آدم
ببین من دل به کی دادم
به اون کس که نمیخوادم
دلم شیشه دلش سنگه
![]()
![]() |